شوخی با برگۀ آرا ممنوع!
شوخی با برگۀ رأی ممنوع!
در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384، تنها نامزد هزاره تبار آن دوره یعنی محمد محقق، از میان مجموع 36 ولایت کشور، بالاترین میزان آراء را در ولایت تازه تأسیس دایکندی به دست آورد. در آن انتخابات، 86 درصد از واجدین شرایط ولایت دایکندی آرای شان را به حساب آقای محقق سرازیر کردند که بالاترین میزان آرای نامبرده در سطح کشور بود؛ در حالی که اغلب مردم این ولایت تا آن زمان نه خیری از محقق دیده بودند و نه شرّی؛ نه دیدگاه مثبت نسبت به او داشتند و نه دیدگاه منفی. میتوان گفت مردم دایکندی اطلاع چندانی از پیشینه و کارنامه و یا برنامۀ آقای محقق برای آینده نداشتند و بعنوان کاندیدای اصلح و گزینۀ برتر به او رأی ندادند؛ بلکه صرفاً به این دلیل که او یک فرد هزاره هست، آن میزان آرای بالا را به حساب او واریز کردند.
نیاز به گفتن نیست که اقبال وسیع مردم دایکندی از آقای محقق هم برای نامزد پیروز یعنی حامد کرزی، دور از انتظار و خلاف توقع بود و هم برای معاون هزاره اش یعنی استاد خلیلی. برای رئیس جمهور منتخب از این جهت غیر منتظره بود که او در سمت رئیس حکومت انتقالی پیشین، فرمان تأسیس ولایت دایکندی را امضاء کرده بود و خود شخصاً بمنظور افتتاح آن ولایت، به منطقۀ دور افتادۀ جنوب غرب هزاره جات سفر نموده بود. بر این اساس، آقای کرزی مردم دایکندی را رهین منت خود و وامدار احسان خود می دانست و انتظار پاسخ و جبران شایسته را از سوی آنان داشت، نه ناسپاسی و قدرناشناسی گسترده از جانب آنان را. برای استاد خلیلی هم رأی مردم دایکندی از این جهت ناگوار و ناخوشایند بود که حامد کرزی نه به دلیل رفاقت شخصی یا توانایی های بی مانند استاد خلیلی؛ بلکه صرفاً به انگیزۀ جلب آرای هزاره ها، نامبرده را به صفت معاون خود برگزیده بود؛ اما آرای پایین آقای کرزی در مناطق هزاره نشین و بویژه ولایت دایکندی نشان داد که اکثریت مردم هزاره به آذان آقای خلیلی نماز نمی خوانند و این انزوای سیاسی و اجتماعی هم برای رئیس اسباب سرافکندگی بود و هم برای معاونش.
آنگونه که ملازمات رکاب و ندیمان خاص استاد محقق روایت کرده اند، پس از اعلام نتایج نهایی انتخابات و مسجل شدن پیروزی حامد کرزی، نامزد بازندۀ یعنی استاد محقق همراه با جمعی از ملازمانش به کاخ ریاست جمهوری می رود تا پیروزی رقیب دیروز و رئیس جمهور منتخب امروز را تبریک بگوید. پس از ادای تبریکات و تعارفات معمول از سوی آقای محقق، محترم کرزی در پاسخ میگوید:«محقق صاحب! درست است که در کل کشور من پیروز شدم و شما را شکست دادم؛ اما در تعدادی از ولایات نیز شما مرا شکست دادید؛ از جمله در ولایت دایکندی که من برای آن مردم یک ولایت مستقل داده بودم و شخصاً برای افتتاح آن به دایکندی سفر کرده بودم و ...»
نمی دانم که این سخنان رئیس جمهور کرزی و یادآوری صریح وی از رأی مردم دایکندی تا چه اندازه جدّی بود و تا چه حدّ شوخی و برای دل آسایی از آقای محقق! و نمی گویم که اظهارات یادشده از ما فی الضمیر و مکنونات قلبی کرزی حکایت می کرد یا نه! باز نمی دانم و مدعی نیستم که آیا رئیس جمهور و معاون هزاره اش (استاد خلیلی) واقعاً تصمیم گرفتند که مردم دایکندی را مجازات کنند یا نه! اما آنچه که کاملاً عیان و عریان است اینست که روند و روال تأسیس و فعال سازی ادارات، اجرای پروژه های انکشافی، ساماندهی امور این ولایت و ... در مقایسه با قبل و بعد از انتخابات یادشده، به کلی متفاوت بوده وهست. در طول دورۀ چهارسالۀ ریاست جمهوری حامد کرزی پس از انتخابات مذکور، نوعی رکود و کم کاری عامدانه در اجرای پروژه های عمرانی و سروسامان دادن به اوضاع نابسان این ولایت تازه تأسیس به مشاهده می رسد. گویا وعده ها و شعارهای متعدد کرزی و وزرایش در هنگام افتتاح ولایت دایکندی به کلی از خاطر خطیر آن جلالت مآبان پاک شده است. شرح و تفصیل کم لطفی ها و بی مهری ها نسبت به مردم و ولایت محروم دایکندی از حوصله این گفتار کوتاه خارج است و تنها به اشاره ی گذرا به یک نمونه و مثال بسنده میکنیم:
با آغاز دورۀ چهارسالۀ ریاست جمهوری حامد کرزی، مدیران عالی ولایت دایکندی و از جمله والی آن تغییر کرد. این بار سلطانعلی خان یکی از فعالان پیشین پرچم و عضو حزب متحد ملی (متشکل از پرچمی های سابق) به حیث سومین والی دایکندی منصوب گردید. در کارنامۀ چهارسالۀ سلطانعلی خان هیچ نقطۀ روشن و قابل اعتناء به چشم نمی خورد. سیمای ولایت در این چهار سال ـ که مدت کمی هم نیست ـ چندان تغییر نکرده است. مردم دایکندی غالباً از طرز کار و شیوۀ مدیریت والی ناراضی اند. وکلای دایکندی در پارلمان نیز والی را به فساد و بی کفایتی متهم می کنند. فعالان اجتماعی و چهره های صاحب نفوذ ولایت دایکندی نیز خواهان تغییر والی فعلی هستند و صدای اعتراض شان را به شیوه های مختلف به گوش دولتمردان رسانده اند. رایزنی ها و تلاش های پشت پردۀ بسیاری نیز بمنظور برکناری سلطانعلی خان در پایتخت صورت گرفته است.
اما با همۀ این اعتراض ها و نارضایتی های عمومی، حامد کرزی، کریم خلیلی، سیما ثمر و نور الحق علومی رهبر حزب متحد ملی، مجدّانه از والی کنونی حمایت می کنند و خواهان ادامه کار او هستند. با وجود اینکه اغلب هواداران و هم حزبی های استاد خلیلی در ولایت دایکندی خواهان تبدیل والی هستند؛ با اینحال معاون رئیس جمهور همچنان از ادامه کار سلطانعلی خان حمایت می کند.
با مشاهده نابسامانی ها و محرومیت های موجود در دایکندی و بی اعتنائی دولتمردان نسبت به دادخواهی مردم این سامان و پافشاری آنان بر بقای والی و استمرار وضعیت آشفتۀ کنونی؛ انسان اندکی به شک و تردید می افتد که نکند کرزی و خلیلی، مردم دایکندی را به دلیل رأی دادن به محقق، بی سرو صدا مجازات می کنند تا بدانند که رأی دادن هم هزینه دارد و دیگر کسی جرأت نکند به هرکس که دلش خواست رأی بدهد. و الله اعلم.