از قتل هزارۀ بی گناه تا جرح افغان گناهکار

از

قتلِ هزارۀ بی­گناه

تا

جرحِ افغانِ گناهکار

اشاره و پیش ­درآمد:

 تعدادی از آگاهان تاریخ معاصر هزاره و از جمله مرحوم عبدالحسین مقصودی در کتاب «هزاره­جات سرزمین محرومان» یک واقعۀ مشهور و عجیب را از گذشته ­های نزدیک این دیار محرومان به شرح ذیل روایت کرده­اند:

در عصر سلطنت ظاهر شاه، در یکی از مناطق هزاره­ جات، میان افغان ­های کوچی و هزاره ­های بومی درگیری پیش آمد. در آن درگیری و رویارویی، پای شترِ کوچی توسط هزاره ­ها شکست و مرد هزاره توسط افغان ­های کوچی به قتل رسید. سپس پای حکومت به ماجرا کشیده شد و فیصلۀ دعوی به قاضی حکومتی واگذار گردید. جناب قاضی چنان حکم داد که هزاره­ ها باید مبلغ هشت هزار افغانی بابت خسارت پای شتر، به افغان­های کوچی بپردازند و در مقابل، کوچی ­ها نیز مبلغی کمتر از چهار هزار افغانی بابت خون ­بهای مرد مقتول هزاره، به هزاره ­ها پرداخت نمایند. براساس این فیصلۀ عادلانه! بهای یک پای از چهارپای شتر یک افغان، معادل و مساوی بود با حیات و خون ­بهای دو انسان هزاره. هرگاه در منازعۀ مذکور، هرچهارپای آن شتر زبان بسته آسیب می­دید و در مقابل، هشت انسان بیچارۀ هزاره نیز کشته می­شدند، براساس منطق سیاسی و مبانی حقوقی قاضی یادشده، حق به حقدار رسیده بود و آب از آب تکان نمی­خورد.

مقصود از تکرار و یادآوری ماجرای معروف پای شتر، اشاره به همانندی ­ها و اشتراکاتی است که میان فرجام و نتیجۀ آن ماجرا و دو رویداد جداگانۀ دیگر در ولایت دایکندی وجود دارد. این دو رویداد (قتل یک هزارۀ بی­گناه و جرح یک افغان گناهکار) هرچند در فاصلۀ زمانی سی سال از یکدیگر اتفاق افتاده ­اند؛ اما وقتی نحوۀ برخورد و مواجهۀ حکومت با آن دو حادثه را مورد دقت و موشکافی قرار می­دهیم، چندان بی­شباهت به حکم قاضی حکومتی در ماجرای پای شتر نیست.

حادثۀ اول: قتل هزارۀ بی­گناه:

در نیمۀ دوم سال 1357 و در عصر حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، حادثه ­ای در مرکز ولسوالی دایکندی (خدیر) اتفاق افتاد که تقریباً سراسر ولسوالی را تکان داد. ماجرا از آنجا شکل گرفت که در زمان مورد اشاره، حاجی یعقوب یکی از متنفذین و متموّلین دایکندی به بهانه ­های واهی توسط مأموران امنیتی ولسوالی دستگیر و به زندان انداخته شد. دو ماه بعد در حالی که حاجی هم ­چنان در بندی­خانه به سر می ­برد، حسین علی فرزند جوان حاجی یعقوب، در بازار مرکز ولسوالی و در جوار مرکز حکومتی، شبانه در داخل دکانش به قتل رسید. تنها فردی که شاهد عینی حادثۀ آنشب بوده ( دکاندار همسایۀ حسین علی) چنان شهادت داده بود که آنشب قوماندان امنیه ولسوالی به همراه یک ضابط و یک عسکر به دکان حسین علی آمده و با وی درگیر شدند و سپس او (یعنی شاهد ماجرا) خود را به تعدادی از دکانداران هم ­قریۀ حسین علی رسانده، از آنها استمداد طلبیده است؛ اما آنان با شنیدن نام قوماندان امنیه، از حضور در محل حادثه خودداری کردند. صبح فردا، جسد بی­جان فرزند جوان حاجی یعقوب در دکانش یافت شد.

آنگونه که دیگر دکانداران حاضر در بازار خدیر، مشاهده و روایت کرده­اند، انگیزۀ اصلی قتل حسین علی حادثۀ دیگری بوده که در آغاز همان شب اتفاق افتاده بود. گویا مردی (بهتر است بگویم نامردی) از اهالی منطقه، در پناه تاریکی شب و از میان بازار خدیر، زنی را برای مأموران حکومتی (احتمالاً قوماندان امنیه و همراهان) می­برده است. حسین علی جوان با مشاهدۀ این صحنه شرم آور، غیرتش به جوش می­آید و فحش و دشنام نثار آن مرد و زن می­کند. احتمالاً آن فرومایگان، ماجرای پرخاشگویی نامبرده را به قوماندان بازگو می­کند.

فردای آنروز، حاجی یعقوب از زندان آزاد می ­شود؛ اما حکومت و ولسوال بجای دستگیری و مجازات عامل اصلی قتل (قوماندان امنیه ولسوالی از پشتون­های لغمان) بر حاجی فشار وارد می­کند که سرور خان (یکی از خوانین معروف منطقه) را بعنوان قاتل فرزند خود معرفی کند. ولسوال پشتون دایکندی بطور آشکار و با تمام توان از قوماندان و ضابط (هردو پشتون) حمایت می­کند و اجازۀ طرح دعوا علیه آنها را در ولسوالی نمی دهد و حتی به خانوادۀ مقتول جازۀ خروج از ولسوالی و طرح شکایت در مقامات بالاتر را نمی ­دهد. آنان ناگزیر شبانه و مخفیانه از ولسوالی خارج و سپس به مرکز ولایت و پایتخت می ­روند. چهل روز پس از دفن جنازه، هیأت طب عدلی از کابل به دایکندی می­آید و با نبش قبر مقتول به کالبد شکافی و معاینۀ جنازه می­پردازد. تحت فشار ولسوال و حکومت محلی، هیأت طب عدلی در دایکندی اعلام می­کند که دلیل مرگ حسین علی، ریختن زهر در غذایش بوده است (مطابق با ادعای ولسوال و قوماندان که سرور خان وی را مسموم کرده است)؛ اما همان هیأت در کابل به وزارت داخله گزارش می­دهد که آثار خفه کردن با پارچه و نیز ضرب و شتم با پنجه بوکس را بر روی جسد مقتول مشاهده کرده است.

به دنبال این گزارش، وزارت داخله نیز همسو با ولسوال دایکندی، قوماندان را از سمتش تبدیل و در کمال سلامت و امنیت، در جای دیگر مقرر می­کند. اما ضابط و ولسوال هم­چنان در وظایف شان باقی می ­مانند و زحمت­ها و فریادهای حاجی یعقوب بجایی نمی ­رسد و هیچکس به جرم قتل حسین علی به پای میز محاکمه کشانده نمی شود.

حادثۀ دوم: ضرب و شتم افغان­گناهکار:

درست سی سال پس از ماجرای تلخ قتل فرزند جوان حاجی یعقوب، در زمستان گذشته (1387) رویداد دیگری در دایکندی اتفاق افتاد که عبارت بود از ماجرای ضرب و شتم رئیس محکمه ولایت دایکندی توسط اهالی محل.

با وجود اینکه اکثریت قاطع ساکنان دایکندی هزاره وشیعه اند و طبعاً بسیاری از مسئولین و مأمورین دولتی نیز از همین گروه قومی و مذهبی هستند؛ با اینحال یک فرد پشتون و سنی مذهب بعنوان رئیس محکمۀ این ولایت منصوب شده بود. گزارش ها و حکایت­های مکرر و متواتر از رشوت­خواری­ها، خلاف­کاری­ها و قضاوت­های ملانصرالدینی نامبرده شنیده می ­شد. اما در زمستان سال گذشته آنگاه که خبرهایی از فساد اخلاقی و ارتباطات مشکوک وی با برخی از زنان مأمور دولت نیز در افواه شایع شد، کاسۀ صبر مردم محل لبریز گردید و آنان دست به تجمعات و راهپیمایی های مسالمت­آمیز علیه رئیس محکمه زدند و خواهان برکناری وی شدند. در یکی از این تجمعات، گروهی از معترضین به مقر ریاست محکمه وارد شده، رئیس محکمه را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ در حالی که هیچگونه مداخله و ممانعتی از سوی ولایت و قوماندانی امنیه که در مجاورت محل حادثه قرار داشت، صورت نگرفت و آنها عملاً تماشاچی ماجرا بودند. نامبرده پس از تداوی در مراکز صحی دایکندی، عازم کابل گردید و فرد دیگری بجای وی بعنوان رئیس محکمه تعیین شد.

اینک معترضین مدعی ­اند که آنها هیچگاه قصد لت و کوب رئیس محکمه یا دیگر اعمال خلاف قانون را در برنامۀ خود نداشته و تنها هدف شان اعتراضات قانونی و مسالمت ­آمیز بوده است؛ اما افراد فرصت­طلب و ماجراجو (احتمالاً با حمایت و هدایت والی و قوماندان امنیه که هر کدام به دلایل خاص، دل پردردی از رئیس محکمه داشتند) اعتراضات مسالمت­آمیز و قانونی آنها را به بیراهه و خشونت کشانده ­اند.

در پی حادثۀ مذکور، موج بگیر و ببند مردم عادی و متنفذین منطقه، در مرکز ولایت توسط والی و قوماندان امنیه آغاز گردید. نخست تعدادی از افراد صاحب دعوا که به احکام صادره از سوی رئیس محکمه اعتراض داشتند، دستگیر و روانۀ زندان شدند. سپس گروه دیگری از افراد به اتهام شرکت در لت و کوب رئیس محکمه، راهی بندی خانه گردیدند. کمی بعد دو نفر از کارمندان محکمه به اتهام کوتاهی در حفاظت از جان فرد مضروب، توقیف و زندانی شدند. در مرحلۀ چهارم گروه قابل توجه از متنفذّین و افراد موثر مرکز ولایت به اتهام تحریک و سازماندهی معترضین، دستگیر و به زندان انداخته شدند. و در مرحله پنجم، لیست بزرگی از افراد صاحب رسوخ، علماء و فعالان اجتماعی به عنوان کسانی که در ارتباط با دوسیۀ یادشده باید مورد تعقیب قرار گیرند، بطور رسمی اعلام شده است و ماجرا هم ­چنان ادامه دارد.

پس از رویداد یادشده، والی و قوماندان امنیه که قبلاً با گرگ، مفصلاً دنبه نوش جان کرده بودند، اینبار لب ­ها را از آثار چربی پاک کرده، همراه با چوپان مشغول گریه و مرثیه شدند. آنان از طرفی با تحریک و هدایت عوامل نفوذی خود در میان معترضین و نیز با کوتاهی عامدانه در حفظ امنیت ریاست محکمه، رقیب جدّی خود یعنی رئیس محکمه را از سر راه برداشتند؛ و از طرف دیگر با تبدیل ساختن ماجرای لت و کوب نامبرده به پیراهن عثمان، رقبای محلی و منطقه ­ای خود را تحت عنوان آشوبگران، روانه زندان ­ها ساختند. والی و قوماندان دایکندی در این ماجرا با الگوگیری دقیق از سیاست معاویه و عمرو عاص، با یک تیر دو نشان زدند: نخست خود عثمان (رئیس محکمه) را توسط عمّال خود در درون معترضین، مضروب و مجروح ساخته، از صحنۀ رقابت خارج ساختند؛ و سپس با پرچم ساختن پیراهن خون آلود عثمان، تمام رقبای محلی، حزبی و جناحی خود را به اتهام قتل خلیفۀ مظلوم، راهی زندان ­ها ساختند.

مقایسه و نتیجه­گیری:

با مقایسۀ دو رویداد یادشده و دقت در نحوۀ تعامل و مواجهۀ حکومت محلی پیشین و کنونی با آن دو حادثه، نتایج ذیل را می ­توان به دست آورد:

الف) در ماجرای اول، یک جوان بیگناه هزاره توسط مأموران پشتون ­تبار حکومت در قلب هزاره ­جات به قتل می ­رسد؛ ولی مأموران عالی­رتبه ­تر حکومت محلی مانند ولسوال که آنها هم پشتون هستند، هرگز اجازه نمی ­دهند که یک قاتل و جانی مسلم پشتون به جرم قتل یک هزاره به پای میز محاکمه کشانده شود و در نهایت، خون مقتول هزاره آنچنان آشکارا پایمال می­گردد که گویا کدام مگس مزاحم و بی­مقدار به قتل رسیده است. اما در حادثۀ دوم، یک مأمور پشتون حکومت توسط مردم خشمگین هزاره صرفاً با سلاح سرد مانند مشت و لگد مورد لت و کوب قرار می گیرد(بدون اینکه پای قتل یا جراحت جدی در میان باشد)؛ ولی اینبار مأموران حکومت محلی (والی و قوماندان امنیۀ هزاره ­تبار ولایت دایکندی) به دلیل بروز این حادثه، آنچنان فضای رعب و وحشت و بگیر و نمان را در مرکز این ولایت برپا می­کنند و دست به آزار و احضار مردم عادی و ملکی هزاره می ­زنند که گویی کدام پیامبر صاحب شریعت و یا ولی صاحب کرامت خدا، مورد لت و کوب قرار گرفته و یا به مقدسات مسلم، اهانت روا داشته شده است. به نظر شما اگر والی و قوماندان کنونی دایکندی، در زمان ماجرای پای شتر کوچی، در سمت­های فعلی خود بودند، آیا همان حکم قاضی پشتون در مورد پای شتر کوچی و خون بهای انسان مقتول هزاره را تأیید نمی­کردند؟

ب) حادثۀ اول این حقیقت تلخ و درد آور را نشان داد که به باور و نظر گروهی از هموطنان ما (که باید آنها را پیروان عبدالرحمان، نادر، هاشم، داود، امین و ملاعمر نامید)، برخی از قومیت ­های ساکن وطن ما ذاتاً انسان­های برتر و درجه یک محسوب می ­شوند و از مادر، بادار، سردار و صاحب حقوق و مزایا زاییده می ­شوند؛ به آن میزان از تفاوت و امتیاز که یک پای شتر آنان به اندازۀ حیات و زندگی دو انسان دیگر ارزش و منزلت دارد. در مقابل، برخی از اقوام دیگر ذاتاً انسان ­های درجه دو محسوب می­گردند و از مادر، زیردست، نوکر و فاقد ارزش و حقوق (یا به تعبیر عبدالرحمان خربارکش) به دنیا می ­آیند. کهتری و حقارت ذاتی آنان تا بدان پایه است که نباید به دلیل قتل این انسان ­های درجه دو، انسان­های درجه یک و ذاتاً دارای شرف و کرامت را مورد مؤاخذه و بازخواست قرار داد.

اما حادثۀ دوم، حقیقت تلخ­تر و دردناک ­تری را به نمایش گذاشت و آن اینکه برخی از افراد و گروه ­های زبون و ذلیل از میان خود همین انسان­ های درجه دو و فاقد حیثیت و حقوق نیز این تلقی و تلقین غلط و ناروا را پذیرفته­اند که خون دیگران،  رنگین­تر و ارزشمندتر از خون آنان است و لذا باید به خاطر لت و کوب یک فرد از انسان ­های درجه یک، ده ­ها فرد از انسان­های درجه دو و بی­ پناه را بدون دلیل و گواه به زندان انداخت و دمار از روزگارشان کشید.

ج) و سخن آخر: والی و قوماندان امنیۀ دایکندی هر دو از اهالی ولایت ارزگان سابق و از اعضای پیشین حزب دموکراتیک خلق بوده، در زمان حاکمیت و اقتدار حزب یادشده از فعالان حزبی و حکومتی بوده ­اند و طبعاً ماجرای قتل حسین علی و نحوۀ معامله و برخورد حکومت محلی دایکندی با آن ماجرا را به خوبی به یاد دارند. اینک شایسته است آنان یکبار دیگر حادثۀ یادشده را در ذهن خود مرور کنند و دیگر تبعیض ­ها و ستم ­های حکام پیشین در خصوص مردم بی­پناه هزاره را به یاد بیاورند و سپس شیوۀ برخورد زورگویانۀ خود با هم ­تباران ستمدیدۀ شان در حادثۀ دوم را با آنها (حاکمان پیشین پشتون) مقایسه کنند و ملاحظه نمایند که آیا تفاوتی میان رفتار و موقف خود و حکّام فاشیستی چون سید عباس لوگری، عبدالقدوس پغمانی، حاکم موی دماغ، حاکم سرخ موی و ده ­ها جانور بدنام دیگر می­بینند یا نه؟



:نظرات

سلام خدمت ارزگاني صاحب

اول وبسايت جديد را برايتان تبريك عرض نموده اميد كه موفق باشيد

فقط صرف يگ مشوره برايتان ميتوم

در روزگاري كه سايتهاي اجتماعي همانند فيس بوك و تويتر و... عرصه را بر وبلاگ و سايتهاي شخصي تنگ نموده داشتن سايتي كه بدون rss باشد مسلما جذابيت چنداني ندارد سعي نمائييد از سيستم rss در سايتتان استفاده نموده تا خوانندگان هر چه عاجلتر به مطالبتان دسترسي داشته باشند

موفق و مويد باشيد

ضمناً سامانه پیام رسانی این سایت نیز مشکل اساسی دارد. همین پیام را من سه بار سعی کردم در ذیل مطلب اول ردج کنم؛ اما هر بار ارور آمد و من موفق به ثبت نظر نشدم. سر انجام ناگیز یک مطلب پایین تر آمدم

هم افتتاح سایت را تبریک می گویم و هم موفقیت در آزمون کارشناسی ارشد مدیریت را. نامت نام خدا در صدر لیست است. واقعا پاسپورتت کار کرد. موفق باشی. انشاء الله سال بعد دکتری.

او بچه ارزگاني اي خانه نو تبريك باشه.

سلام حضرت مسیح  امیدوارم که سر بلند و موفق باشید خیلی وقت بود که از این آدرس بی خبر بودم از اینکه دوباره با شما ارتباط برقرارکردم خوشحالم زنده باشی الهی

سلام دوست ارجمند !نمک بااهداف طرح خاورمیانه بزرگ میزبان است.

  • سلام ارزگانی عزیز
  • موفقیت چمگیر شما باعث خرسندی و افخار ماست
  • راستی رفتی ایران دیگه بر نگشتی باور کن خیلی دلمان برایت تنگ شده جای شما اینروزها در این بهشت شداد خیلی خالی است هرکجا باشی موفق باشی (این آرزوی ماست)0
  • به امید دیدار                                                       بدرود

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:roman; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin:0in; margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} p.msolistparagraph0, li.msolistparagraph0, div.msolistparagraph0 {mso-style-name:msolistparagraph; mso-style-unhide:no; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0in; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0in; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} span.value {mso-style-name:value; mso-style-unhide:no;} span.yshortcuts {mso-style-name:yshortcuts; mso-style-unhide:no;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; font-size:10.0pt; mso-ansi-font-size:10.0pt; mso-bidi-font-size:10.0pt;} @page Section1 {size:8.5in 11.0in; margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; mso-header-margin:.5in; mso-footer-margin:.5in; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

فراخوان

پنجمین دوره‌ی جشنواره‌ی ادبی  قند پارسی

شکرشکن شوند همه طوطیان هند                زین قند پارسی که به بنگاله می رود

خانه‌ی ادبیات افغانستان و انجمن دوستی ایران و افغانستان برگزار می‌کنند:

هنر و ادبيات در فرهنگ اسلامي ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. به‌خصوص وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در مي آميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالب‌هاي هنري و ادبي‌، انسان‌ها را به سوي مفاهيم  والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي - اسلامي ما سوق داده  و تحول آفرين می‌شود.

خانه ادبیات افغانستان پنجمین جشنواره‌ی ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار می‌کند. شرکت‌کنندگان از ايران، افغانستان و ديگر کشور‌ها می‌توانند آثار خود را تا پايان  ماه قوس (آذر) 1388 از طریق ایمیل به دبیرخانه‌ی جشنواره ارسال کنند. در ضمن شاعران و نويسندگان مي توانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند‌.

در هر بخش، به سه اثر برتر به رسم ياد‌بود جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دوره‌ی جشنواره‌ی ادبی قند پارسي در تهران برگزار خواهد شد.

 الف) بخش آزاد (ویژه‌ی جوانان):

این بخش در دو رشته‌ی شعر و داستان کوتاه برگزار می‌شود و فقط جوانان زیر 30 سال می‌توانند در آن شرکت کنند.

ب) بخش ویژه: ادبیات پایداری:

بخش ویژه در رشته‌های شعر، داستان، خاطره و مقاله‌های تحقیقی در زمینه‌ی ادبیات مقاومت برگزار می‌شود و محدودیت سنی ندارد؛ اما ویژه‌ی ادبیات مقاومت وپایداری در افغانستان است.

 شرایط:

1.   ‌هر یک از آثار ارسالی حد اکثر از 20 صفحه بیشتر نباشد.

 2.  ‌ آثار کنوني به دوره‌های پیشین جشنواره فرستاده نشده باشد.

 3.  ‌ در بخش شعر، کم‌تر از  3  و بیش‌تر از 5 شعر پذیرفته نمی‌شود.

4.   در بخش داستان، بیش از 2 ‌داستان ارسال نشود.

 5.   ‌‌آثار باید با فرمت word و از طریق ایمیل و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند.

    .6نشانی ایمل دبیرخانه‌ي جشنواره: ghandeparsi_5@yahoo.com 

 پیشاپيش از نیک­نظری‌تان سپاسگزاریم. امیدواریم با یاری شما، گامی هرچند کوچک برای بالندگی ادبیات پارسی (دری) در سرزمین بزرگ افغانستان برداریم.

 خانۀ ادبیات افغانستان

دوست عزیز بیا!درگنجینه مهمان بحثی باش تاروشن شودچه چیزی باعث سیه روزی های سرمین من و توبوده است بیاببین که ازکودتای 7ثوربه بعدافغانستان گرفتارسرنوشت تلخی شده است؟!.

کودتای 7ثورشرایط بسیارخوبی رابرای مداخلات پاکستان درافغانستان فراهم ساخت که این مداخلات ازآن زمان تابه امروزادامه دارد. پاکستان ازتاریخ یادشده به بعدهراقدامی را که درافغانستان لازم می دیده انجام داده است. تضعیف و براندازی رژیم هادرافغانستان، حمایت ازیک جریان یا جریان های خاصی دردوره جهاد،روی کارآوردن نیروهای  موردپسندخود در افغانستان،وحتی جهت دادن تحولات افغانستان رادرمسیری که خود می خواسته است، ازسیاست های پاکستان دراین مقطع به حساب می آید.

کودتای هفت ثورسرآغازبدبختی،جنگ وخون ریزی درافغانستان و زمینه ساز اشغال این کشور  توسط شوروی بود \" کودتای (آپریل)   1978 یاثور1357 نقطۀ آغازتحولی بود که درآن به دوران حکومت محمدزایی ها پایان داده شد ویک گروه جدید وارد قدرت گردید. اما درهمین حال این کودتا نقطۀ آغاز جنگی بود که بعد هابا دخالت اتحاد شوروی گسترش وادامه یافت.

مواضع تند و افراطی سردمداران سیاسی که باکودتا قدرت را درافغانستان تصاحب کرده بودند بدون درنظرداشت واقعیتهای موجوددر افغانستان آسیبهایش دامنگیر خود افغانستان شد

با عرض تبریک افتتاح این پایگاه .

دیگه ..... جنگ شیعه و سنی شروع شد ، یا بقول معروف خودمانی :مرد میدو ، شیر از مو ، خالقو ........

سری بما بزن منتظرم .



:ارسال نظر



کد درون کادر سیاه را اینجا وارد کنید